|
|
|
|
|
مصاحبه با بانوي فرهيخته بهايي كه به اسلام تشرف يافته است : خانم مهناز رئوفى متولد ۱۳۴۹ در سنندج است. از
سادات طباطبايى است ولى به واسطه اين كه پدرش بهايى بود او نيز بهايى
ماند. مى گويد اگرچه اجداد او از مسلمانان سرشناس و صاحب احترام و معتمد
بودند و هم اكنون آرامگاه هاى آنان مورد تكريم مسلمانان است ولى پدربزرگ
هاى او به مسلك بهائيت درآمدند. او، برادرانش، همسر برادران و خواهرانش از
اعضاى فعال تشكيلات بهائيان بودند به شكلى كه برادران او هم اكنون نيز از
سران بهائيت در ايران محسوب مى شوند.رئوفى اسلام آوردنش را تنها خواست و
لطف خدا مى داند و وقتى از اين مسئله سخن به ميان مى آورد احساسات و شوق
كاملاً بر بيانش غالب مى شود اگرچه به اين واسطه هزينه سنگينى را نيز
پرداخت كرده است. او مى گويد: « اگرچه فردى بسيار عاطفى و وابسته به خانواده
هستم ولى به واسطه خروج از بهائيت از خانواده طرد شدم و اجازه پيدا نكردم
كه بعد از سالها خانواده ام را ملاقات كنم و پدرم هم در اين سالها از دنيا
رفت و اين اتفاق نيز برايم خيلى سنگين بود.» با اين حال او اين مسئله را به
جان خريد و حاضر شد براى يافتن حقيقت هزينه آن را نيز پرداخت كند. وي پس از تشرف به اسلام چند كتاب خواندني درباره حقيقت بهاييت تأليف كرده كه از جمله آنهاست : « فريب » و « سايه شوم » كه توسط دفتر پژوهشهاي مؤسسه كيهان منتشر شده است. اكنون متن كامل مصاحبه با خانم رئوفي را با كليك كردن ادامه مطلب مطالعه فرماييد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 10:0 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي گفت : وقتي خودمان اينهمه فقير داريم چرا به فلسطين و لبنان كمك مي كنيم ؟ ديگري گفت : يكي از كارمندان وزارت نفت، سر برج حقوقش را نقداً از بانك گرفت اما مراقبت نكرد و بدون اينكه بفهمد همه را از او دزديدند. ضمناً در مسير يك سكه پنج توماني هم به صندوق صدقات انداخت. هنگامي كه خواست از مغازه خريد كند متوجه شد كه هيچ پول ندارد. با خود گفت : كاش صدقه نمي دادم !!! چند سال پيش مجلس، چند مليون دلار براي كمك به فلسطين تصويب كرد. در همان ايام سازمان بازرسي يك مورد اختلاس چند صد مليون دلاري در يك سازمان دولتي كشف كرد. با محاسبه معلوم شد رقم يك مورد اختلاس يك مسؤول متخلف بيش از ده برابر مبلغي بود كه براي كمك به مليونها فلسطيني اختصاص داده شده بود. براستي آيا مسأله فقر در كشور ناشي از كمكهاي ناچيز به فلسطين است يا ريشه در فساد مالي مسؤولان و سوء مديريت و بي عدالتي دارد ؟ اگر ريشه مشكلات در بي عدالتي و سوء مديريت و فساد مالي مديران است بايد با آن مبارزه كرد نه اينكه تا به مشكلي بر مي خوريم همه تقصيرها را گردن دفاع از فلسطين بيندازيم. تازه دفاع از مظلومان يك وظيفه ديني و انساني است و قطعاً خداوند پاداش آن را به ما خواهد داد. يك نمونه از پاداش آن را در ماجراي جنگ سي و سه روزه لبنان ديديم كه خداوند بخاطر رشادتهاي حزب الله، جرأت حمله را از دشمنان ما گرفت و خطر حمله قريب الوقوع آمريكا و اسرائيل به تأسيسات هسته اي را از ما رفع كرد. حمله اي كه اگر صورت مي گرفت قطعاً هزينه هايي صدها برابر آنچه براي مقاومت لبنان خرج كرده ايم بر ما تحميل مي كرد. خداوند در قرآن كريم مسلمانان را به آمادگي كامل نظامي در مقابل دشمنان دستور فرموده سپس وعده مي دهد كه قطعاً خداوند اين كمكها را جبران خواهد كرد : وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ(سوره أنفال آيه 60) ترجمه : «و هر چه در راه خدا (و تقويت بنيه دفاعى اسلام) هزينه مىكنيد بطور كامل به شما بازگردانده مىشود، و به شما ستم نخواهد شد.» |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 20:26 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
آيتالله محمديزدي: آيتاللهالعظمي بهجت از مسائل سياسي دور نبودند.
رئيس شوراي عالي حوزههاي علميه گفت: حضرت آيتالله بهجت تمايلي به صدور اطلاعيه در مناسبتهاي گوناگون و طرح تفصيلي مباحث اجتماعي ـ سياسي نداشتند، اما اين بدان معنا نيست كه در اين مسائل بدون مبنا بوده و يا حضور نداشتند. آيتالله محمد يزدي گفت: قبل از پيروزي انقلاب، مسجد آيتالله
بهجت از مراكز پرجمعيت بود كه اكثر انقلابيها در آن جا تجمع داشتند و
اينجانب در همان دوران در آن مسجد با روحيه اين مرد بزرگ آشنا شدم. منبع : خبرگزاري فارس نيوز |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 20:16 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتگوي منتشر نشده خبرگزاري فارس با مرحوم علامه عسكري پاسخگويي به شبهات منافاتي با وحدت شيعه و سني ندارد خبرگزاري فارس: مرحوم علامه سيد مرتضي عسگري در گفتگوي منتشر نشده با خبرگزاري فارس گفته بود: پاسخگويي به شبهات منافاتي با وحدت شيعه و سني ندارد. متن گفتگوي اختصاصي علامه عسگري با خبرگزاري فارس به شرح ذيل است: فارس: با تشكر از اين كه در اين گفتوگو شركت كرديد. از آنجا كه شما نوعاً در مسائل تاريخي و دفاع از عقايد حقه شيعه قلم ميزنيد، سؤال اول ما هم در اين زمينه است و آن اين كه اين روزها به بيان مسائل تاريخ شيعه و تحولاتي كه در تشيع رخ داده كمتر پرداخته ميشود و دليل آن را هم گاهي اوقات حفظ وحدت ذكر ميكنند. نظر شما در اين مورد چيست؟ علامه عسكري: چه چيزي مغاير وحدت است؟
فارس: بيان حقايق تاريخي تشيع. جوانهايي كه الان ميخواهند اين حقايق را پيدا كنند كار برايشان سخت شده است. چرا كه از يك طرف با يك جريان روبرو هستند كه ... ...ادامه مطلب را كليك كنيد براي مطالعه متن كامل مصاحبه... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 10:20 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
لينك مستقيم فايلهای صوتی موجود بيانات رهبر انقلاب از سال 83 تا سال 88http://farsi.khamenei.ir/print-content?id=4630 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 11:27 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
رهبر معظم انقلاب در ديدار با علماي شيعه و سني استان كردستان توصيه هاي مهمي به روحانيان امروز داشتند. در بخشي از اين توصيه ها به موضوع اختلافات شيعه و سني و شيوه هاي دشمنان براي سوء استفاده از آن اشاره كردند كه بخشي از آن در زير مي آيد : «روحانىِ اين زمان از اين امكان بايد حداكثرِ استفاده را بكند، با افكار جديد آشنا شوند، راهها و شيوههاى دشمن را بشناسند و به زمان خودشان عالم شوند؛ «العالم بزمانه لاتهجم عليه اللّوابس». درست مثل جبههى جنگ. شايد بسيارى از اين جمع حاضر جبهههاى جنگ را ديده باشند - حالا جوانترها آن روزها را نديدهاند - در داخل جبههى جنگ، از اطراف گلولهى توپخانه مىآيد، خمپاره مىآيد، انواع و اقسام آتش از اطراف ميبارد و از بالاى سر انسان رد ميشود؛ به طورى كه گاهى انسان جهتگيرى را گم ميكند؛ نميداند اين گلولهاى كه دارد مىآيد، از طرف دشمن دارد مىآيد، يا از طرف دوست دارد مواضع دشمن را ميكوبد. اين خيلى خطر بزرگى است. براى يك رزمنده بزرگترين خطر اين است كه جهتگيرى را گم كند؛ نداند دشمن كجاست، دوست كجاست. اگر ندانست دشمن كجاست و دوست كجاست، آنوقت ممكن است به طرف دوست آتش كند؛ به خيال اينكه دارد به طرف دشمن آتش ميكند. اينها خيلى خطرناك است. بعضى از ما به طرف دوستانمان آتش ميكنيم، خيال ميكنيم به طرف دشمن داريم آتش ميكنيم! بعضى از ما غفلت ميكنيم از اينكه ايجاد اختلاف مذهبى، نقشه و طرح دشمن است براى اينكه ما را مشغول به خودمان كند. غفلت ميكنيم؛ همهى همت يك شيعه ميشود كوبيدن سنى، همهى همت يك سنى ميشود كوبيدن شيعه. خوب، اين خيلى تأسفآور است. و دشمن اين را ميخواهد. ببينيد، در قضيهى حمايت از فلسطين - اين يك مثالى است ميخواهم بزنم - هيچ كشور و هيچ دولتى به گرد جمهورى اسلامى نرسيد. اين را همهى دنيا تصديق كردند. جورى شد كه بعضى از كشورهاى عربى از ناراحتى دادشان بلند شد، گفتند ايران دارد براى مقاصد خود اينجا تلاش ميكند! البته فلسطينىها به اين حرف اعتنائى نكردند. از جمله در قضيهى غزه - در اين جنگ بيست و دو روزهى چند ماه قبل - جمهورى اسلامى در همهى سطوحش؛ از رهبرى و رياست جمهورى و مسئولين گوناگون و مردم و تظاهرات و پول و كمك و سپاه و غيره، همه در خدمت برادران فلسطينىِ مظلوم و مسلمان قرار گرفتند. در بحبوحهى اين حرفها، يك وقت ديديم كه ويروسى دارد تكثير مثل ميكند؛ دائم ميروند پيش بعضى از بزرگان، بعضى از علماء، بعضى از محترمين، كه آقا! شما داريد به كى كمك ميكنيد؛ اهل غزه ناصبىاند! ناصبى يعنى دشمن اهلبيت. يك عده هم باور كردند! ديديم پيغام و پسغام كه آقا، ميگويند اينها ناصبىاند. گفتيم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شيطان رجيمِ خبيث. در غزه مسجد الامام اميرالمؤمنين علىبنابىطالب هست، مسجد الامام الحسين هست، چطور اينها ناصبىاند؟! بله، سنىاند؛ اما ناصبى؟! اينجور حرف زدند، اينجور اقدام كردند، اينجور كار كردند. نقطهى مقابلش هم هست: يك عده بلند شوند بروند قم، لابلاى كتابهاى شيعه را نگاه كنند، ببينند كجا اهانت به مقدسات اهل سنت است، از او عكس بگيرند، بيايند تو محافل سنى پخش كنند، ببينيد آقا! اين كتابهاى شيعه است. يا يك گويندهى نادان، غافل يا مغرضى روى منبر نسبت به مقدسات اهل سنت حرف مهمل و بدى بزند؛ اين را نوار كنند، سى دى كنند، بروند اينجا آنجا پخش كنند: بگويند ببينيد آقا! اين شيعه است. اين را به او بدبين كنند، او را به اين بدبين كنند. اين معنايش چيست؟ «و تذهب ريحكم» يعنى چه؟ يعنى همين ديگر. وقتى اختلاف پيدا شد، وقتى تفرقه پيدا شد، وقتى نسبت به هم سوءظن وجود داشت، وقتى يكديگر را خائن دانستيم، طبيعى است كه با هم همكارى نخواهيم كرد. همكارى هم اگر بكنيم، با هم صميمى نخواهيم بود. اين همان چيزى است كه آن دشمن دنبال اوست. هم عالم شيعه، هم عالم سنى، بايد اين را بفهمند، اين را درك كنند. بديهى است دو تا مذهب در برخى از اصول، در برخى از فروع با هم اختلاف دارند؛ البته در بسيارى هم با هم اتحاد دارند. اما اختلاف به معناى دشمنى نيست. فتاواى فقهاى شيعه در مواردى صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارد. فتاواى ائمهى اهل سنت در مواردى بسيار با همديگر اختلاف دارد؛ اما لزومى ندارد وقتى اختلاف دارد، انسان به همديگر بدگوئى كنند و فحش بدهند. خيلى خوب، او مذهبش اين است، آن هم مذهبش اين است. ... بله، اهل سنت همين است. يعنى هيچكس نبايد خيال كند كه اهلبيت پيغمبر مخصوص و متعلق به شيعهاند؛ نه، مال همهى دنياى اسلامند. چه كسى است كه فاطمهى زهرا (سلام اللَّه عليها) را قبول نداشته باشد؟ چه كسى است كه حسنين (عليهماالسّلام) سيّدا شباب اهل الجنّة را قبول نداشته باشد؟ چه كسى است كه ائمهى بزرگوار شيعه را قبول نداشته باشد؟ حالا يكى او را امام و واجبالاطاعه و مفروضالطاعه ميداند، يكى نميداند؛ اما قبولشان دارند. اينها حقايقى است، بايد اينها را فهميد، بايد اينها را نهادينه كرد. بعضى البته اين را نميفهمند، متحرك به تحريك دشمن ميشوند. در حالى كه خيال ميكنند كه كار درست را انجام ميدهند. «قل هل ننبّئكم بالاخسرين اعمالا. الّذين ضلّ سعيهم فى الحياة الدّنيا و هم يحسبون انّهم يحسنون صنعا»؛(سوره كهف: 103 و 104) خيال ميكنند كار خوب ميكنند، غافل از اينكه دارند براى دشمن كار ميكنند. اين خصوصيتِ زمان ماست.» 23-2-1388 منبع : http://farsi.khamenei.ir |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 11:14 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
رهبر انقلاب اسلامي حضرت آية الله خامنه اي در اجتماع پرشور مردم كردستان درباره ضرورت حفظ وحدت شيعه و سني فرمودند : « شما نگاه كنيد ببينيد آن كسانى كه ميخواهند وحدت ملت ايران را به هم بزنند، كىها هستند؟ بدانيد كه اينها عوامل دشمنند؛ يا خودشان از متن دشمن دارند حرف ميزنند، يا سرانگشت دشمنند؛ برو برگرد ندارد. آن كسى كه نداى تفرقهى بين شيعه و سنى را سر ميدهد و به بهانهى مذهب، ميخواهد وحدت ملى را به هم بزند، چه شيعه باشد و چه سنى، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند. گاهى بعضيها مزدور دشمنند و خودشان نميدانند. خيلى از اين مردم بيچارهى بىخبرِ سلفى و وهّابى كه بوسيلهى دلارهاى نفتى تغذيه ميشوند تا بروند در اينجا و آنجا عملهاى تروريستى انجام بدهند - در عراق يكجور، در افغانستان يكجور، در پاكستان يكجور، در نقاط ديگر يكجور - نميدانند كه مزدور دشمنند. آن مرد شيعى هم كه ميرود به مقدسات اهل سنت اهانت ميكند و دشنام ميدهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند كه چه ميكند. من عرض ميكنم: عوامل اصلى دشمنانند. بعضى از اين سرانگشتان - هم در بين اهل سنت، هم در بين شيعه - غافلند، نميدانند و نميفهمند چكار ميكنند؛ نميدانند براى دشمن دارند كار ميكنند. چند سال قبل از اين، در منطقهى كُردى، يك عالم روشنبين در نماز جمعه سخنرانى كرد. گمانم قسم خورد - اينجور به ذهنم است، چون سالها گذشته است - گفت واللَّه آن كسانى كه مىآيند پيش شيعه، بغض و كينهى سنى را در دل او وارد ميكنند و ميروند پيش سنى، بغض و كينهى شيعه را در دل او وارد ميكنند، اينها نه شيعه هستند، نه سنى؛ نه شيعه را دوست دارند، نه سنى را دوست دارند؛ با اسلام دشمنند. البته نميدانند؛ خيليهاشان نميفهمند و اين مايهى تأسف است كه چرا نميفهمند. امروز اين جماعت وهّابى و سلفى، شيعه را كافر ميداند؛ سنى محب اهل بيت را هم كافر ميداند؛ سنىِ پيرو طريقههاى عرفانى و قادرى را هم كافر ميداند! اين فكر غلط از كجا سرچشمه ميگيرد؟ همهى مردم شيعه در سراسر دنيا، مردم سنى شافعى در شمال آفريقا، يا مالكى در كشورهاى آفريقائى مركزى - كه اينها محب و دوستدار اهل بيتند؛ طريقههاى عرفانى اينها به اهل بيت منتهى ميشود - كافرند؛ چرا؟ چون به مرقد حسين بن على در قاهره احترام ميگذارند و مسجد رأسالحسين را مورد تقديس قرار ميدهند؛ به اين جهت اينها كافرند!! شيعه كه كافر است؛ سنى سقّزى و سنندجى و مريوانى هم اگر با طريقهى قادرى يا نقشبندى ارتباط داشته باشد، او هم كافر است!! اين فكر، چه فكرى است؟! چرا با اين فكر غلط و شوم بين برادران مسلمان اختلاف ايجاد بشود؟! به آن شيعهاى هم كه از روى نادانى و غفلت، يا گاهى از روى غرض - اين را هم سراغ داريم و افرادى را هم از بين شيعيان ميشناسيم كه فقط مسئلهشان مسئلهى نادانى نيست، بلكه مأموريت دارند براى اينكه ايجاد اختلاف كنند - به مقدسات اهل سنت اهانت ميكند، عرض ميكنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعى است و خلاف قانونى است. عزيزان من! همهى ملت ايران! وحدتتان را قدر بدانيد. اين اتحاد براى اين كشور، اتحاد بسيار پرشكوه و پربركتى است. اتحاد را قدر بدانيد، همدلى را قدر بدانيد، همكارى را قدر بدانيد، همراهى دولت با ملت را قدر بدانيد، مردمدوستىِ دولت را قدر بدانيد. دولت هم ايمان مردم را، حماسهى مردم را، شور و شوق جوانان را و روح ابتكار و فعاليت و كارآفرينى را در نسلهاى رو به رشد اين كشور قدر بداند و از اين نيروها استفاده كند.» ۱۳۸۸/۰۲/۲۲ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:54 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
از برخي از روايات بر مي آيد اصل تبري كه از نظر ما شيعيان يكي از فروع دين است بايد بصورت « لعن ستمكاران بطور كلي » باشد و نبايد با ذكر نام و بصورت صريح باشد. كليني از امام باقر(ع) نقل كرده كه فرزندِ يكي از سرانِ شرك، اسلام آورده و در ركاب پيامبر(ص) بود. يكبار ابوبكر در حضور او پدر مشركش را لعنت كرد كه او خشمگين شد و به ابوبكر پاسخي تند داد. در آن هنگام پيامبر(ص)- به عنوان يك سيره هميشگي - فرمودند: «وقتي مشرکان را لعن و بدگويي مي كنيد بطور کلي سخن بگوييد نه بطور خاص (با ذکر نام) كه فرزندانشان (که اكنون در شمار مسلمانان هستند) خشمگين شوند» [محمد بن يعقوب كليني، الكافي[چاپ تهران] ج8 ص69 . اين ماجرا در مصادر تاريخي نيز آمده است: بلاذري، أنساب الأشراف[چاپ بيروت] ج1 ص160 و467 و ج6 ص44 ؛ واقدي، المغازي[چاپ بيروت] ج3 ص925 و ابن حبيب هاشمي، المنمق[چاپ بيروت] ص294] طبق اين
روايت پيامبر اكرم(ص) از لعن صريح مشركان با ذكر نام، نهي فرمود تا موجب
دودستگي بين مسلمانان نشود. معناي اين سخن اينست كه به جاي لعن با ذكر نام
مثلا بگويند:«اللهم العن المشركين و الظالمين». ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 8:41 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
توصيه هاي وحدت بخش اهل بيت(ع) به شيعيان اهل بيت(ع) همواره شيعيان را به خوشرفتاري با پيروان مذاهب اسلامي سفارش كرده اند و سيره عملي خودشان نيز چنين بوده است. امام باقر(ع) فرمودند” حتي اگر با يك يهودي همنشين شدي با او به نيكويي رفتار كن”(1)اميرالمومنين(ع) حتي با اهل كتاب (مسيحيان و يهوديان) چنان خوشرفتار بودند بگونه ايكه موجب علاقمندي و احيانا تشرف آنان به اسلام مي شد.(2) اگر كسي بخواهد نمونه هاي رفتار بزرگوارانه اهل بيت(ع) با پيروان اديان و مذاهب ديگر را گردآوري كند قطعا ... ... براي مقاله كامل ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:47 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
ديدگاه اهل بيت(ع) درباره دشنامگويي به مقدسات ديگران : تجربه نشان داده كه هيچگاه دشنام گفتن به مقدسات ديگران موجب هدايت گمراهان نمي شود بلكه برعكس آنان را به لجاجت و مقابله به مثل وادار مي كند. از اين رو اهل بيت(ع) به شيعيان يادآور مي شدند كه خداوند از دشنام گفتن - حتي نسبت به بتهاي مشركان - نهي فرموده است. خداوند مي فرمايد: « به معبود كسانى كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها(نيز) از روى(ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند »[أنعام/108] بنابراين پرهيز از دشنام يك اصل قرآني و اسلامي است. اهل بيت(ع) نيز بر اين اصل تأكيد كرده اند از اين رو استثنا قايل شدن براي آن در شرايط خاص نيازمند دليل خاص است. در جنگ صفين برخي از اصحاب اميرالمؤمنين(ع) طرف مقابل را دشنام مي دادند كه آن حضرت فرمود: «بر شما روا نمي دانم كه نفرينگر و دشنامگو باشيد، و فحش دهيد و اظهار نفرت كنيد.... ... ... براي مطالعه متن كامل مقاله ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 19:46 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
"مفاتيح نوين" زير نظر آية الله العظمي مكارم شيرازي تأليف شد.
اين اثر در واقع بازنويسي "مفاتيح الجنان" است اما از جهات مختلفي نسبت به
آن برتري دارد. مفاتيح الجنان كتاب دعايي است كه حدود نيم قرن است كه در
ميان شيعيان بويژه در ايران رواج دارد و مردم پس از قرآن كريم از آن براي
نيايش استفاده مي كنند. اين كتاب را حاج شيخ عباس قمي (محدث قمي) تاليف
كرده است. اما بعد از وفات ايشان برخي از ناشران و دست اندركاران چاپ
مطالبي را به آن افزودند و به نوعي آن را تحريف كردند. آنچه هم اكنون به
عنوان مفاتيح الجنان رواج دارد متاسفانه حاوي مطالب ضعيف و دعاهاي نامعتبر
نيز هست و مراجعه به آن براي قشر تحصيلكرده پرسشهايي ايجاد مي كند از اين
رو گروهي از محققان حوزوي تصميم به تصحيح و بازنويسي مفاتيح الجنان گرفتند
و نتيجه كار خود را با عنوان "مفاتیح نوین" به جامعه شيعيان ارائه نمودند. مفاتيح نوين كه يك اثر بي نظير است توسط آقايان قدسي و داودي و رسولي محلاتي و زير نظر آية الله ناصر مكارم شيرازي تدوين شده است. مفاتيح نوين از نظر حجم و قيمت مانند مفاتيح الجنان است اما از نظر اعتبار و سنديت كم نظير است. مزاياي مفاتيح نوين بر مفاتیح الجنان : 1. مفاتيح نوين با زبان امروز تنظيم شده و براي همه اقشار بويژه جوانان قابل استفاده است. 2. تمام دعاها و زيارت ها از منابع معتبر نقل شده و مدارك آنها در پاورقي ذكر شده است. از اين رو براي محققان سودمند است. 3. در مفاتيح نوین از روايات ضعيف و سؤال برانگيز پرهيز شده است. 4. نظم خاصي در ده بخش به آن داده شده تا يافتن دعاي مورد نظر آسان شود. 5. برخي از مطالب لازم كه در مفاتيح قديم نبوده در مفاتيح نوين آورده شده و از اين نظر كاملتر است. 6. توضيحات جالبي درباره عوامل استجابت دعا بيان شده كه مفيد است. 7. اين كتاب با زبان روز و مناسب براي جوانان و سالكان الي الله تهيه شده است. مشخصات نشر : مفاتيح نوين ، ناصر مكارم شيرازي ، قم ، مدرسه الامام علي بن ابي طالب (ع) ، چاپ اول ، سال 1384 هـ ش براي خريد اينترنتي اين كتاب به آدرس زير مراجعه كنيد : http://www.adinebook.com/gp/product/9648139512 براي دانلود اين كتاب لينك زير را كليك كنيد : http://www.makaremshirazi.org/persian/compilation/?bi=188&itg=21&s=im |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 11:24 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
فلسفه رجعت چيست؟ براي متن كامل درباره فلسفه رجعت ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 10:55 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
رجعت چيست؟ و آيا امكان دارد؟ «رجعت» از عقائد معروف شيعه است و تفسيرش در يك عبارت كوتاه چنين است: بعد از ظهور مهدى(عليه السلام) و در آستانه رستاخيز گروهى از «مؤمنان خالص» و «كفار و طاغيان بسيار شرور» به اين جهان باز مى گردند، گروه اول مدارجى از كمال را طى مى كنند، و گروه دوّم كيفرهاى شديدى مى بينند. ... ... ... براي مطالعه متن كامل درباره رجعت و امكان آن بر اساس قرآن و احاديث ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 10:44 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
پرسش : حقيقت فرشته چيست؟ پاسخ : وجود فرشته ها : در قرآن مجيد از ملائكه فراوان ياد شده است. براي مطالعه متن كامل درباره ويژگيهاي فرشتگان و كيفيت ظهور آنان ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 10:25 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
حقيقت جنّ چيست؟ «جن» چنانكه از مفهوم لغوى اين كلمه به دست مى آيد موجودى است ناپيدا كه مشخصات زيادى در قرآن براى او ذكر شده، از جمله اينكه: براي مطالعه متن كامل ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 9:21 توسط دوست
|
|
||