|
|
|
|
|
منابع درباره موضوع وهابيت : كتابهاي مفيدي درباره وهابيت منتشر شده است. در صورتي كه مايل باشيد درباره وهابيت مطالعه عميق داشته باشيد مي توانيد به آثار زير مراجعه كنيد : 1. آيين وهابيت تأليف: آيت الله جعفر سبحاني 2. پاسخهاي جوان شيعي به پرسشهاي وهابيان تأليف: محمد طبري ؛ انتشارات مشعر 3. تاريخچه، نقد و بررسي وهابيها تأليف: سيد ابراهيم سيد علوي 4. فرقه وهابي و پاسخ به شبهات آنها تأليف: سيد محمدحسن قزويني ترجمه: علي دواني 5. نظري بر تاريخ وهابيت تأليف: زهرا مسجدجامعي 6. وهابيان تأليف: علي اصغر فقيهي 7. وهابيت از ديدگاه مذاهب اهل سنت تأليف: محمدباقر خالصي 8. وهابيت بر سر دو راهي تأليف: آيت الله ناصر مكارم شيرازي(اين كتاب در پايگاه اينترنتي ايشان قابل دانلود است: سايت مكارم http :// /persian/www.makaremshirazi.org 9. دعوي المناوئين تأليف: شيخ احمد زيني دحلان الشافعي 10. الدرر السنية في الردّ علي الوهابية تأليف: شيخ احمد زيني دحلان الشافعي 11. الانتصار للأولياء الأبرار تأليف: شيخ طاهر سنبل الحنفي 12. الردّ علي الوهابية تأليف: عبدالمحسن الاشيقري الحنبلي 13. فصل الخطاب في الردّ علي محمد بن عبدالوهاب تأليف: سليمان بن عبدالوهاب(برادر محمد بن عبدالوهاب) 14. الفرقة الوهابية في خدمة مَن؟ تأليف: سيد ابوالعلي التقوي و مقاله "ابن تيميه" در دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج؛ 3 نوشته عباس زرياب خويي (قابل دسترسي از طريق سايت دايرةالمعارف بزرگ اسلامي و پايگاه http:// www.tebyan.com مقاله "السلفيه" در دايرةالمعارف ويكيبيديا عربي |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 9:2 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
شناخت چند شخصيت وهابي معاصر : يكي از ويژگيهاي نسل جديد آخوندهاي وهابي اين است كه با شبكه هاي ماهواره اي قرارداد مي بندند و از رسانه ها و اينترنت استفاده بهينه مي كنند. بايد دانست طبق عقيده وهابيان هر كس با قرآن آشنا ...... بسياري از آنان شماره تلفن همراه خود را براي پاسخ به سوالات شرعي آقايان و خانمها در اختيار عموم قرار مي دهند.
براي مطالعه متن كامل ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 8:43 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
سلفيهاي نص گرا(وهابيها) خود را ادامه مكتب اهل حديث در قرن سوم به رهبري احمد بن حنبل (متوفاي241هـ ) مي دانند. به گفته آنان شيوه ي احمد بن حنبل توسط شاگردانش نسل اندر نسل ادامه يافته تا آنكه ابن تيميه(متوفاي728هـ) آن را رواج داد و با آنچه كه “بدعت” و غيراسلامي مي دانست مبارزه كرد. .... ..... اما در شرايط كنوني وهابيها با استفاده از ثروت عربستان و رسانه هايي كه در اختيار دارند منحصرا خود را “سلفي راستين” و ديگران بويژه سلفيهاي اصلاحي و اجتهادي را دچار انحراف از شيوه سلف قلمداد مي كنند. وهابي ها در رسانه هاي خود “سيد جمال الدين اسدآبادي” و “محمد عبده” را دچار انحراف فكري مي خوانند. درباره “اقبال لاهوري” نيز چنين مي انديشند. درباره جنبش اخوان المسلمين نيز موضع مثبتي ندارند. از “شيخ محمود شلتوت(مفتي أعظم مصر در گذشته) شديدا انتقاد مي كنند. يكي از اقدامات شلتوت كه موجب خشم آنها شد اين بود كه مذهب تشيع را يكي از مذاهب رسمي اسلامي اعلام كرد. شيخ محمد غزالي(متفكر برجسته معاصر اهل سنت) نيز به خاطر آزادانديشي و گرايش به وحدت اسلامي شديدا مورد انتقاد وهابي ها قرار گرفت. در مقابل وي نيز وهابي ها را “يك مشت جاهل و احمق كه دچار بيماري روحي هستند” مي ناميد. ..... براي مطالعه متن كامل ادامه مطلب را كليك كنيد .... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 7:44 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
سلفيگري يا وهابيت ؟! واژه “سلف” جمع “سالف” و به معناي “گذشتگان و پيشينيان” است. ...... اصطلاح “سلفي” در آغاز بر طيف وسيعي از جريانهاي اسلامي و انديشمندان اهل سنت اطلاق مي شد كه منادي بازگشت به شيوه “سلف”( پيشوايان اهل سنت در قرون نخست اسلامي) بودند. آنان شيوه سلف را نمايانگر اسلام ناب مي دانند كه جامعه بايد به آن برگردد تا مجد و عظمت خود را بازيابد. ...... ... اگر منظور از سلف تنها صحابه پيامبر(ص) و يك نسل بعد از آنان (تابعين) باشند، در اين صورت امامان چهارگانه فقه اهل سنت نيز از دايره سلف خارج مي شوند زيرا هر چهار امام (ابوحنيفه و مالك و شافعي و احمد بن حنبل) پس از عصر صحابه و تابعين زيسته اند. “سلفيگري” با اين تفسير، در مقابل مذاهب اربعه و مستلزم حجيت اجتهاد معاصران بر پايه احاديث و سخنان صحابه خواهد بود. از اين رو اكثر علماي اهل سنت كه تنها مذاهب اربعه(حنفي، مالكي، شافعي، حنبلي) را معتبر مي دانند، با “سلفيگري” مخالفند زيرا سلفيگري را به معناي تخريب نظام فقهي كه ابوحنيفه و شافعي و ... بنا كرده اند، مي دانند. امروزه آنچه از اصطلاح “سلفي” به ذهن متبادر مي شود بيشتر همان جرياني است كه با عنوان “وهابي” شناخته مي شود و شخصيتهاي بارز آن “محمدبن عبدالوهاب” و “عبدالعزيز بن باز” و “ابن عثيمين” و ... هستند. حال آنكه در چند دهه پيش اين اصطلاح طيف بسيار گسترده اي را شامل مي شد كه در ميان آنها نام متفكراني همچون “محمد عبده” و “محمد رشيد رضا” و “محمد غزالي(معاصر)“ به چشم مي خورد. در واقع “وهابيها” در آغاز اقليت كوچكي از جريانهاي سلفي را تشكيل مي دادند اما به تدريج توانستند سوار بر موج شده، خود را نمايندگان اصلي اين جريان قلمداد كنند. ... براي مطالعه متن كامل ادامه مطلب را كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 8:27 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:41 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
مشروح حدیث غدیر (من كنت مولاه فهذا علی مولاه ) *درباره حدیث غدیر ( من كنت مولاه فعلی مولاه ) :
رسول الله(ص) در اواخر سال دهم هجری که دوران غزوات سپری شده و اکثر
قبایل عرب به اسلام گرائیده بودند عازم حج گردید. این تنها حج او بعد از
هجرت به مدینه بود از این رو آن را حَجة الاسلام و حَجة الوداع نامیدند.
به علاوه چون به امر الهی ولایت علی (ع) را ابلاغ و در نتیجه دین را کامل
و نعمت را تمام فرمود آن را حَجة الوداع و حَجة الکمال و حَجة التمام نيز
گفته اند. در این سفر همسران و اهل بیت پیامبر (ص) و شخصيتهاي برجسته
مهاجرین و انصار و تعداد بسیاری از اهالی مدینه و حومه آن همراه بودند.
چون امر شده بود که هر کس بتواند باید که در این سفر همراه باشد با آن که
بیماری حصبه (یا آبله) در منطقه مدینه شیوع داشت و عدهای بیمار بودند
دهها هزار نفر همراه رسول الله(ص) عزیمت کردند. تعدادی نيز بین مدینه و
مکه پيوستند مانند عشایر سر راه و آنان که همراه امیرالمؤمنین (ع) و
ابوموسی اشعری از یمن باز میگشتند . رسول الله (ص) روز یکشنبه چهارم یا
سهشنبه ششم ذیحجه
وارد مکه گردید و مناسک حج را به شرحی که در کتب سیره مسطور است به جای
آورد. (طبقات الکبیر، ابن سعد، 3/255؛ امتاع الاسماع، مقریزی، 4/510؛
الغدیر، امینی، 1/9؛ سیره ابن هشام، 2/601؛ السیرةالحلبیة، حلبی، 3/283؛
درر الفوائد، جزایری، 73) * بقيه ماجرا را كه درباره حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه است با كليك روي نوشته ها مطالعه فرماييد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 7:43 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
بررسي شبهات مربوط به حديث غدير
*ایرادات بر حدیث غدیر و پاسخ آنها: اغلب علمای اهل سنت مانند شیعیان در صحت حدیث غدیر تردید نمیکنند. علامه امینی نام چهل تن از ایشان را در الغدیر با اقوال و شرح احوالشان ثبت کرده است.(الغدیر، 1/294) ولی آنان به دلایلی که در کتب خود آورده و بیشتر آنها تقلیدی است این حدیث را برای اثبات ولایت و خلافت بلافصل کافی نمیدانند براي روشن شدن موارد اختلاف توضیحات ذیل نوشته میشود: از قرن پنجم هجری که تعصبات و صف آرائیهای فرقه اي شدت یافت بعضی مانند ابن حزم اندلسی (م 438 ق) و بعد از او ابن تیمیه (م 622 ق) به دلیل آنکه . . . براي مطالعه ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 7:39 توسط دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
* دلايل اهميت حديث غدير :
بعضی دلائل اهمیت حدیث غدیر به شرح ذیل است: 1) هیچ یک از احادیث نبوی از نظر صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمیرسد. سخنان رسول الله (ص) و بیعت مسلمانان با علی در بزرگترین اجتماع اسلامی که تا آن روز نظیر نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگزار گردید. امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت واقعه غدیر را مکررا در محاجّه با مخالفان در محضر مسلمانان یادآوری کرد و هر بار جمعی از صحابه که در غدیر حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند.(المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری(سني)، 3/371؛ مسند، ابن حنبل(سني)، 1/118، 5/366؛ خصائص امیرالمؤمنین (ع)، نسائی(سني)، 93؛ البدایة و النهایة، ابن کثیر شامی(سني)، 5/208) 2) حدیث غدیر بزرگترین حجت و مستند شیعه امامیه بر ولایت مطلقه علی (ع) است . به استناد همین حدیث است که خلافت را موهبتی الهی میدانند نه مقامی که مردم انتخاب کنند؛ براي مطالعه بقيه اينجا را كليك كنيد ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 7:30 توسط دوست
|
|
||