علامه فضل الله : نگاه امام خميني به وسعت آرمان جهاني اسلام بود.
ويژگي امام خميني(رضوان الله عليه) اين بود كه هيچگاه دچار دوگانگي شخصيتي
نبود. هدف امام(ره) در يك كلمه خلاصه مي شد و آن "اسلام" بود. او از همان
آغاز از واقعيات اوضاع مسلمانان بويژه در ايران آگاه بود. از ابعاد سياسي
و اقتصادي و امنيتي طرحهايي كه روسها و انگليسيها و آمريكاييها براي سلطه
بر ايران داشتند مطلع بود.
طرح حكومت اسلامي :
طرح تشكيل حكومت اسلامي از همان آغاز در ذهن امام وجود داشت. ايشان به راه
حلي غير از اسلام نمي انديشيد. او به مرحله پس از براندازي نظام شاهنشاهي
نيز مي انديشيد و براي او معنا نداشت كه پس از شاه حكومت در اختيار كساني
قرار بگيرد كه مورد اطمينان نبودند.
هنگامي كه به فقه امام(ره) مي نگريم مي بينيم كه با يك فقه صرفاً سنتي
مواجه نيستيم زيرا ايشان از يك سو در چارچوب ادله فقهي نظريه پردازي مي
كرد و از سوي ديگر به واقعيات جامعه كه مسؤوليت پذيري فقها در قبال مردم
را مي طلبد توجه داشت. واقعيات جامعه اين مسؤوليت را بر عهده علما مي
گذارد كه پا به عرصه بگذارند و با انحراف سياسي مقابله كنند و در اقدامات
و اظهارات خود اسلام را به نمايش بگذارند نه اينكه از تحولات جامعه كناره
گيري كنند زيرا انزواي علما به زيان مسلمانان تمام مي شود. از اين رو
انديشه حكومت اسلامي از آغاز در ذهن امام جاي داشت و چه بسا فراز و
نشيبهاي بعدي ، موجب تعميق طرح او براي انقلاب و تشكيل حكومت شد.
موفقيت بزرگ :
در جنبه تبليغي بزرگترين موفقيت امام خميني(ره) اين بود كه توانست يكباره
جهانيان را با اسلام به عنوان يك واقعيت عملي رو در رو كرده، آن را به
قلبها و عقلها عرضه كند. او از طريق انقلاب پرآوازه خود اسلام را به
ملتهايي كه حتي نامي از اسلام نشنيده بودند معرفي كرد. امام خميني(ره)
فقيهي انقلابي و جنبشي بود و طبيعي است چنين كسي اسلام را در مقياس جهاني
اش مورد توجه قرار مي دهد و هر يك از پايگاه هاي جنبش اسلامي را جزئي از
"جنبش جهاني اسلام" به شمار مي آورد. ايشان ايران را نقطه آغازي براي تحقق
آرمانهاي اسلامي در مقياس جهان مي دانست. او از همه مسلمانان و مستضعفان
جهان خواست كه متحد شوند. امام مي خواست وحدت آنان منجر به اقتدارشان شود.
نگاه امام منحصر به ايران نبود بلكه به گستره جهان معطوف بود. گرچه ايران
به عنوان نقطه آغاز مطرح مي شد اما هرگز نقطه پايان نبود. ايران مركز
قدرتمندي به شمار مي آمد كه مي توانست قدرت استكبار جهاني را در منطقه به
لرزه درآورد و پايگاه مردمي نهضت را در كل جهان بگستراند و اين همان چيزي
بود كه بعد از پيروزي انقلاب "صدور انقلاب" نام گرفت.
امام در عين حاليكه به سرنوشت اسلام در سطح كلان و فراتر از مرزهاي ايران
مي انديشيد اما مي دانست كه نخست بايد نهضت خود را در ايران به ثمر بنشاند
از اين رو قبل از پيروزي انقلاب اسلامي انرژي خود را بر ايران متمركز كرد
تا نقطه آغازي براي يك جنبش جهاني باشد. بررسي ادبيات امام (ره) نشان مي
دهد كه ايشان به يك "انقلاب اسلامي جهاني" مي انديشيد و پيروزي انقلاب
اسلامي در ايران را تنها گام نخست تلقي مي كرد.
امدادهاي غيبي در انقلاب اسلامي
ما به غيب ايمان داريم زيرا خداوند به مؤمنان فرموده است:"اگر خدا را يارى
كنيد شما را ياري مىكند"( سوره محمد : آيه7)، و از مؤمنان خواسته كه سستي
و افسردگي به خود راه ندهند زيرا پيروزي نهايي با مؤمنان است. خداوند به
مؤمنان يادآور شده كه در ميدان مبارزه تلخي هايي نيز هست ولي نبايد خسته
شوند زيرا همانگونه كه مؤمنان در ميدان جهاد آسيب مي بينند ، كفار نيز
آسيب مي بينند اما تفاوت در اينست كه مؤمنان از خداوند اميد پاداش و
موفقيت دارند اما كفار چنين پشتگرمي ندارد. ما معتقديم كه الطاف خفيه الهي
انقلاب و امام(ره) را إحاطه كرده بود و خداوند بارها ايشان و انقلاب ايشان
را در لحظات خطر محافظت فرمود اما نبايد همه چيز را با امداد غيبي تفسير
كنيم زيرا سنت الهي چنين نيست كه إمداد غيبي مستقيماً همه مشكلات را حل
كند.
توازن بين عوامل طبيعي و امدادهاي غيبي هيچگاه نبايد فراموش شود. از اين
رو امام(ره) در عين اينكه درباره شرايط طبيعي و سنتهاي اجتماعي سخن مي
گفت، در عين حال ، مردم را به خدا متوجه مي كرد و به آنها گوشزد مي كرد
كه همه چيز از خداست و ما تنها در چارچوب اراده خداوند حركت مي كنيم. اين
نيروي معنوي كه ريشه در قرآن و سنت پيامبر(ص) دارد بويژه براي ورود در
نبردهاي نابرابر ضروري است. در واقع توجه صرف به عوامل مادي اشتباه است
چنانكه توجه صرف به عوامل غيبي و بي توجهي به علل طبيعي نيز خطاست. ما
بايد كار خود را با توجه به شرايط و سنتهاي طبيعي در عالم انجام دهيم و در
عين حال بدانيم كه در لحظات دشوار إمدادهاي غيبي نيز به كمك مي آيند.
امام خميني(ره) بر هر دو دسته عوامل فوق تأكيد كرد. وضعيت اسفبار مسلمانان
و شكستهاي آنها در مقابل استكبار و دولتهاي جائر هرگونه اراده جنبش را در
آنان كشته بود از اين رو امام(ره) براي إحياي عزم و اراده مردم آنان را
به تكيه به خداوند و اميد به الطاف الهي دعوت كرد. البته همه رهبران
انقلابي به پيروان خود روحيه مي دهند اما امام (ره) اين كار را با تكيه بر
عنصر ايمان ديني مردم انجام داد.
منبع روزنامه رسالت : 14-11-87