خاطره اي از سفر قزوين :
گفتگو با یك روحانی فاضل
مدتي است هر هفته براي تدريس به قزوين مي روم. اين هفته كه از قزوين به
تهران بر مي گشتم از قضا در مسير با يك روحاني همسفر شدم. لهجه شيرينش مرا
به ياد يكي از روحانيان خوش بيان شيرازي انداخت. پرسيدم : حاج آقا شما
شيرازي هستيد؟ گفت : نه.
در طول مسير تا تهران مكرراً موبايلش زنگ مي زد كه غالباً استخاره مي
خواستند. بعضي هم مشاوره مي خواستند يا سؤال شرعي مي پرسيدند. هر كس
استخاره مي خواست حاج آقا مي گفت : پنج صلوات بفرست و هزار تومان صدقه بده
و بعد خودش صلواتي مي فرستاد و قرآن جيبي اش را باز مي كرد و پاسخ استخاره
را با بياني جالب بيان مي كرد چنانكه گويي از نيت مخاطب خبر داشته باشد.
اينكه استخاره را مشروط به صلوات و صدقه مي كرد بسيار برايم جالب بود.
پرسيدم : آيا شما دعاي خاصي خوانده ايد كه اينطور از آيات استنباط مي
كنيد؟ گفت : خير. گفتم : آخر من هم ترجمه آيات را مي فهمم ولي نمي توانم
حتي براي رفع حيرت خودم از آن استفاده كنم. گفت : براي اين منظور متوسل به
اهل بيت(ع) شويد.
در بين صحبتها گفت : من روزي حدود دويست و پنجاه استخاره مي گيرم و
براي هر استخاره مخاطب را مكلف به هزار تومان صدقه مي كنم. يعني روزانه
موجب مي شوم 250 هزار تومان به جيب فقرا برود. مخابرات گفته حاضريم
قرارداد ببنديم كه هر كس استخاره خواست هزار تومان به قبض تلفنش افزوده
شود و مستقيما به حساب تو ريخته شود مشروط به اينكه 20% از اين مبالغ مال
مخابرات باشد. ولي من قبول نكردم. مي گفت چون در شهرها و كشورهاي مختلف
منبر مي روم شماره همراهم را همه دارند.
در لابلاي سخن يك حديث جالب برايمان نقل كرد ؛ از امام صادق(ع) : «
تسبيحات حضرت زهرا(س) بعد از هر نماز نزد من از هزار كعت نماز دوست داشتني
تر است.»
در پاسخ به سوالات تلفني شخصي گفت :
« فكر نكن دعاهايت هدر رفته است. زيرا هيچ دعايي در هيچ حالي دور ريخته
نمي شود و خداوند همه اين دعاها را به نحوي مستجاب مي كند. اما شكل
استجابت فرق مي كند ؛ گاهي خواسته انسان را دقيقا همانطور كه او خواسته
برآورده مي كند و گاهي پاداشي عظيم يا نعمت ديگري برايش مقرر مي كند.
اساسا شأن خدايي خداوند طوري است كه به هيچ دعاي كوچك بندگان بي توجهي نمي
فرمايد. ولي شكل استجابت در اختيار خود خداست و ما حق نداريم اعتراض كنيم
كه چرا فلان دعا آنطور كه ما خواستيم برآورده نشد. در قيامت وقتي انسان
پاداش دعاهاي مستجاب نشده اش را مي بيند تعجب مي كند و آرزو مي كند هيچيك
از دعاهاي او در دنيا برآورده نمي شد تا در قيامت پاداش بيشتري مي داشت. »
درباره تحصيلات و اساتيدشان پرسيدم. معلوم شد سالها پيش آية الله وحيد
و آية الله ميرزا جواد تبريزي و ... در قم و مشهد تحصيل كرده است. مجموعا
بيش از 20 سال در دروس خارج مراجع تقليد شركت كرده بود. گفتم : مجتهد
هستيد؟ تلويحا پاسخ مثبت داد.
پرسيدم از دروس خارج فقه قم كداميك شلوغ هستند؟ گفت : از مراجع زنده درس
آيت الله وحيد خراساني ، آيت الله مكارم شيرازي و آيت الله سبحاني شلوغ
است.
به گفته خودش دوره دروس معارف ميرزا مهدي اصفهاني را پيش مرحوم آيت
الله مرواريد گذرانده بود. پرسيدم : در اختلافات فلاسفه و عرفا با مكتب
تفكيكي ها به كداميك بيشتر حق مي دهيد؟ گفت : هر يك كه با وحي موافق تر
باشند.
از بقيه سخنانش نيز آشكار بود كه به مكتب تفكيك متمايل است و با جريان
عرفان و فلسفه ميانه اي ندارد. امثال علامه طباطبايي را عددي حساب نمي كرد
و مي گفت ايشان و مرحوم قاضي تنها يك درصد از علماي حوزه را تشكيل مي دهند
و جريان اصيل حوزه و مراجع بزرگ تمايلي به اشتباهات فلاسفه و صوفيه ندارند.
به عنوان نمونه گفت : ملا صدرا با آنهمه استدلال و برهان و كشف و شهودش
اشتباهات فاحشي دارد. به عنوان نمونه در جلد سوم اسفار گفته است : « زن
حيواني است كه براي دفع شهوت مرد آفريده شده» !!
بعد گفت : شما اين سخن ملاصدرا را مقايسه كنيد با سخن معصوم(ع) كه فرمود :
« ما أكرمهنّ إلّا كريمٌ و ما أهانهنّ إلّا لئيمٌ » يعني « جز انسانهاي
عاليقدر، زنان را گرامى نمىدارند و جز فرومايگان زنان را خوار نمىدانند».
در واقع تحقير زن در ميان فلاسفه بزرگ – كه خود را از وحي مستقل پنداشته اند – وجود داشته اما در مكتب وحي زن تكريم شده است.
در لابلاي صحبت گفت : آقاي سيدان [ يكي از بزرگان مكتب تفكيك در مشهد ]
هفته اي يك روز به قم مي رود و در آنجا با آقايان فلاسفه مناظره مي كند كه
در مقابل او درمانده مي شوند.
گفتم : با آيت الله جوادي آملي هم مناظره كرده؟
گفت : بله و آقاي جوادي آملي در آن مناظره اعتراف كرده كه تبيين فلسفي ملاصدرا از معاد با قرآن ناسازگار است.
گفتم : آيت الله وحيد به كدام گروه متمايل است؟
گفت: آقاي وحيد خيلي خوب فلسفه خوانده ولي بر پايه همان مباني فلسفي با آنها احتجاج مي كند.
البته من قبلا مي دانستم كه آقاي وحيد – كه از فرزندان حوزه خراسان است –
نزد بزرگان مكتب تفكيك شاگردي كرده و لذا به جريان منتقد فلسفه و عرفان در
خراسان منتسب است.
گفتم : اخيرا چند كتاب و مقاله در نقد مكتب تفكيك ديده ام.
گفت : كارشان به جايي نمي رسد زيرا همه آنها در مقابل جريان اصيل حوزه و مرجعيت چيزي به حساب نمي آيند.
گفتم : آيت الله بهجت به كداميك متمايل بود؟
گفت : ايشان مرد خوبي بودند. در اين موضوع هم در ميانه بودند. از يكطرف با
مرحوم سيد علي قاضي و از طرف ديگر با فقهاي بزرگ مثل آيت الله خويي مرتبط
بودند.
از برخي از علما از جمله آيت الله سيد علي ميلاني [ شاگرد آيت الله خويي و
صاحب تاليفات متعدد ] به عنوان مردي دانشمند ياد مي كرد. در ميان علماي
قزوين از مرحوم آيت الله مظفري به عنوان يك فرد واقعاً مُلّا ياد مي كرد.
درباره مراجع تقليد مي گفت : هيچيك بي عيب و معصوم نيستند اما آقاي وحيد
درجه يك است.
از ايشان خواستم چند كتاب خوب از بزرگان مكتب تفكيك به من معرفي كند. فهرستي را معرفي كرد كه بخشي از آن چنين است :
1. اسلام و انديشه هاي فلسفي نوشته آقاي حسين بروجردي
2. مصاحبه پرفسور عبدالجواد حكيمي فلاطوري كه از طريق دفتر آيت الله سيدان در مشهد قابل دسترسي است.
3. فلسفه و عرفان از نظر اسلام سعدزاده
4. بيان الفرقان شيخ مجتبي قزويني
5. آثار آيت الله علي نمازي شاهرودي
6. آثار آيت الله حسنعلي مرواريد
7. فلسفه بشري و اسلامي آيت الله ميرزا جواد تهراني
8. صوفي و عارف چه مي گويند؟ آيت الله ميرزا جواد تهراني
9. دروس عقيدتي آيت الله سيّدان
10. سراب عرفان حسن ميلاني
11. برخي از آثار شيخ محمود حلبي
به جز اينها آثار استاد محمدرضا حكيمي نيز براي ما آشناست مانند : « مكتب
تفكيك » و « الاهيات الاهي و الاهيات بشري » و « مقام عقل » و « اجتهاد و
تقليد در فلسفه » و ... .
روحاني فاضلي كه توفيق همسفري با او برايم حاصل شد جناب حجت الاسلام يوسفي نام داشت.